خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان

رمان هوس یک شب پارت ۶

۰٫۰ ۰۰ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید فصل ۲۳ هواپیما فرود اومد پیاده شدم ساکمو تحویل گرفتم همین کهبرگشتم رفتم تو بغل یه نفر _خانوم چه خبرته جدا شدم ازش دیدم صدفه صدف:خانومو کوفت دلم واست تنگ شده بود دوباره بغلم کرد این دفه منم بغلش کردم _شایان کوش؟ صدا شایان از پشت …

توضیحات بیشتر »

رمان هوس یک شب پارت ۵

۱٫۰ ۰۱ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید با دیدن شایان اونم با صدف کلی ذوق کردم خواستم از بغل امیر بپرم پایین که سفت گرفتم..برگشتم سمتش _ولم کن دیگه امیر:رو مبل فرود میای _لجباز خودخواه گذاشتم رو مبل خودشم رفت تو آشپزخونه با میوه و شربت اومد نشست کنار من  شایان:چت شده سارا؟ …

توضیحات بیشتر »

رمان هوس یک شب پارت ۴

۲٫۰ ۰۳ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید فصل۱۱ _چی میخوای از جونم؟ولم کن دیگه امیر:هیچی فقط باید انقدر اینجا بمونی تا ارثیه رو بدن _من اون ارثیه رو نمیخوام امیر:تو نمیخوای دلیل نمیشه که من نخوامش _خیله خب من ازدواج میکنم تا…. حرفم تموم نشده بود که یه سمت صورتم سوخت به جای …

توضیحات بیشتر »

رمان هوس یک شب پارت ۳

۲٫۳ ۰۳ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید امیر رو کرد سمت پسره:ببخشید ارتا ارتا:خواهش میکنم امیر:اینم خانوم من سارا جان بعد رو کرد سمت من امیر :اینم هم دانشگاهی سابقم ارتا _خوش وقتم ارتا دستشو اورد جلو منم از لج امیر بهش دست دادم ارتا:خوش وقتم خانوم زیبا اه اه حالم بهم خورد …

توضیحات بیشتر »

رمان هوس یک شب پارت ۲

۴٫۳ ۰۳ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید از روم بلند شد چشماشو بست سریع حوله رو ب دور خودم پیچیدم اوففف امیرعلی:تموم شد؟ _آره چشماشو باز کرد منو نشوند رو صندلی سشوار روشن کرد شروع کرد به خشک کردن کم کم داشت خوابم میبرد سشوار خاموش کرد و موهامو شونه زد دیگه نفهمیدم …

توضیحات بیشتر »

رمان هوس یک شب پارت ۱

۴٫۰ ۰۵ رمان هوس یک شب جهت مشاهده پارت اول تا اخر وارد شوید فصل۱ _یعنی چی میشه کلی استرس داشتم زندگی با مردی که جز غرور چیزی نداره سخته زندگی با تک فرزند خالم،زندگی با کسی که واقعا عاشقش بودم شاید منم عاشق این یخ بودنش شدم عاشق بی محلیاش با شنیدن اسمم از طرف مادرم چایی هارو برداشتم …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۳

۳٫۷ ۲۰ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. ابرویی بالا انداختم و گفتم: _کدوم دختره!؟ _همون جدیده که اومده نیلا لبخندی روی لبهام نشست با شنیدن این حرفش _خوب چی داشت بهت میگفت _نمیخوام راجبش حرف بزنم تا همین الان فقط داشتم حرص میخوردم _باشه خانومم حالا نمیری استراحت کنی!؟ لب برچید _نه _پس میخوای چیکار …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس

۴٫۳ ۰۳ جلد سوم رمان دختر خونبس نویسنده:فاطمه برای خوندن جلد اول وارد شوید برای خوندن جلد دوم وارد شوید   پارت۱ پارت۲ پارت۳ پارت۴ پارت۵ پارت۶ پارت۷ پارت۸ پارت۹ پارت۱۰ پارت۱۱ پارت آخر قسمتی از رمان: کیارش رسید بھم در رو کامل باز کرد کھ عرشیا تو چھار چوب در کامل نمایان شد دلم می خواست مثل اون موقعھ …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت آخر

۱٫۰ ۰۱ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید [۲۰:۴۳ ۸۱٫۰۱٫۲۶] ,❤رمان دختر خون بس❤ پارت١٨٩ چند روزی  از اون موقعھ گذشتھ بود منم فصل امتحانام بود وسخت درگیر بودم یک بار ھم انقدر غرق درسام بودم کھ   یادم رفت برای شام چیزی درست کنم  اصلا از اتاق نیومدم بیرون کھ خود کیارش اومد …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۱۱

۳٫۲ ۱۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید کیارش پایھ ھمھ وسیلھ ھا بود خیلی کیف داد  من بھ ھرسمتی کھ میرفتم کیارش ھم باھام می اومد نھ نمی آورد دیگھ ھر دومون خستھ شده بودیم داشتیم تو محوطھ قدم میزدیم کھ کیارش گفت کیارش: فاطمھ !! با تونل وحشت چھ طوری؟؟ !!کیارش …

توضیحات بیشتر »