خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۸

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _واه دیوانس !! _شنیدم چی گفتی هااا ؟؟ پقی زد زیرخنده و بریده بریده گفت : _اتفاقا منم گفتم که بشنوی !! دستامو دور فرمون فشردم و عصبی گفتم : _نمیخوای درباره کارت بدونی ؟! کنجکاو به طرفم برگشت _خوب میشنوم ‌…. بِنال …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۷

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید دیگه اشتهام کور شده بود و با وجود ضعف و شکم خالیم بازم نمیتونستم چیزی بخورم ، با غذای تو بشقابم بازی میکردم که خاتون صدام زد : _چرا نمیخوری دخترم ؟! لبخند مصنوعی روی لبهام نشوندم _میخورم ! با تعجب نیم نگاهی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۶

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید نمیدونم چقدر خیره رفتن طاها بودم که با حرفی که درست کنار گوشم شنیدم عصبی چشمام روی هم فشردم _میبینم که حالا نوبت اینه !! با دستای مشت شده به طرف مراد برگشتم و با نیشخندی گوشه لبم سرتاپاش رو از نظر گذروندم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۵

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید _میشی غلام و برده حلقه بگوش من و هرکاری ازت خواستم باید برام انجام بدی !! با چشمای گرد شده عصبی گفتم : _من برده و نوکر کسی نمیشم شِنُفتِی؟؟ ضربه ای به سینه اش کوبیدم و خشن ادامه دادم : _همه مردم …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۴

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید با ترس و چشمای گشاد شده نگام کرد و گفت: _چ…چیکار میکنی ؟! چاقو رو بیشتر فشار دادم و عصبی از پشت دندونای چفت شده ام غریدم : _میخوام خونت رو بریزم مرتیکه !! دستش رو خواست روی دستم بزاره که عصبی تکونی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۳

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید بعد از کلاس و بیرون رفتن استاد با عجله وسایلم رو داخل کوله پشتیم انداختم که رزا با تعجب نگاهم کرد و سوالی پرسید : _جایی میخوای بری ؟؟ زیپ کوله رو به سختی بستم و خطاب بهش گفتم: _آره کار دارم … …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۲

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید یعنی چی این حرفش ؟؟ وارفته نگاش کردم و با ترس لب زدم: _پس من چطوری فردا کنفرانس بدم وقتی کتابی ندارم که بخونم ؟؟ با تعجب نگام کرد و سوالی پرسید : _روز اول دانشگاه ازت خواسته جلسه بعد کنفرانس بدی؟! اهووومی …

توضیحات بیشتر »

رمان عشق ممنوعه استاد پارت۱

رمان عشق ممنوعه استاد جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان عشق ممنوعه استاد وارد شوید   “زمان حال “ ” نازلــــی “ جلوی چشمای خمار از ### استاد آراد نجم ، مجبور بودم لبخند بزنم تا به چیزی شک نکنه اونم لبخندی از جنس درد! دردی که فقط خودم تلخیش رو حس میکردم لبخندم رو بوسید با شهو..ت …

توضیحات بیشتر »

رمان تدریس عاشقانه پارت۲۵

رمان تدریس عاشقانه بابت تاخبرات بوجود امده در روند پارت گذاری ازدوستان عذر خواهی میکنیم پارت گذاری ها از این به بعد مرتب خواهد بود زمان پارت گذاری رمان تدریس عاشقانه هر سه روز یک پارت جدید از انتشار آخرین پارت منتشر شده در سایت مستر رمان جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان تدریس عاشقانه وارد شوید پری …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت ۴۹

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید وقتی تنها شدیم به خاله هما خیره شدم و متعجب پرسیدم : _ قضیه چیه چرا انقدر عجیب غرید رفتار کردید ؟ شروع کرد به تعریف کردن وقتی حرفاش تموم شد چشمهام گرد شد با بهت پرسیدم : _ چجوری تونستی خودت رو کنترل …

توضیحات بیشتر »