خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۶

۵٫۰ ۰۲ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید وقتی سوار شدم کیارش یه موسیقی لایت گذاشته بود و گوش می کرد چنان عشقی هم باهاش می کرد که نگو نزدیک خونه شقایق اینا که رسیدیم کیارش زنگ زد بهش تا بیاد پایین برام سوال شده بود که کیارش چرا نمیره خونشون ولی تا …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۳

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید خدایا الان فقط وفقط توکلم به تو و بس   نا امیدم نکن  التماست میکنم این بچه چیزیش نشه برام سالم بمونه همین  همین که بتونم بغلش کنم و بزرگش کنم برام قد یه دنیا ارزش داره توکلم فقط وفقط به خودته دیگه خوابم پریده بود …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۱

۴٫۵ ۰۲ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید کیارش رسید بهم در رو کامل باز کرد که عرشیا تو چهار چوب در کامل نمایان شد دلم می خواست مثل اون موقعه ها که از ماموریت میومد جیغ بزنم وبپرم بغلش از قیافه کیارش معلوم بود که نمی شناسه منتظره یه عکس العمل از …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۲

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید هندزفری هامو تو گوشم کردم و جریان آب رو در پیش گرفتم و آروم آروم باهاش قدم زدم نمی دونم چرا سر همچین چیزی دلم اینجوری گرفته مگه خودم باهاش کنار نیومده بودم پس الان چم شده چرا سر کوچک ترین رفتار از اون دوتا …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۳

۴٫۹ ۰۸ رمان استاد خاص من  جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید حوالی غروب بود که مامان ایناهم رسیدن و یه شب عالی و گذروندیم و بعد از خوردن شام آقایون رفته بودن چرخی تو شهر بزنن و مجلس تو خونه حسابی زنونه شده بود. مامان آذر و مامان نسرین کنار هن رو مبل …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۲

۴٫۷ ۰۴ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. _خوب میدونم قصدت از آوردن اون پسر به این خونه چیه اما اینو بدون به هدفت نمیرسی ابرویی بالا انداختم و پوزخندی زدم و با لحن مسخره ای گفتم: _اون وقت هدفم از آوردن سعید به این خونه چی میتونه باشه بانو! عصبی بهم خیره شد و گفت: …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۳۲

۳٫۳ ۰۳ رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید به محض ورود به اتاق، آروم آروم هدایتم کرد به سمت دیوار پشت سرم و پشت دستش و رو گونم کشید و یه دفعه لبامون چفت هم شد! آخ که داغی لب هاش تموم وجودم و …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۱

۴٫۳ ۰۷ رمان شوهر غیرتی من جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید.باید با سعید صحبت میکرد به سمت اتاقش رفتم تقه ای زدم‌که صداش بلند شد: _بیا داخل در اتاق رو باز کردم حدسم درست بود کنار پنجره ایستاده بود و داشت سیگار میکشید به سمتش رفتم کنارش ایستادم و گفتم: _هنوز سیگار کشیدنت رو …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده

رمان های ناهید

۴٫۹ ۱۵ رمان ماه شب چهارده پارت اول تا اخر انتهای صفحه نویسنده: ناهید گلکار قسمتی از رمان: من با عجله کفشم رو پام می کردم و مامان که دستش توی آشپزخونه بند بود وداشت سبزی می شست مدام صدام می کرد .. با عجله بند کفشم رو بستم ؛ واز همون پایین ایوون با حرص داد زدم بله مامان …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده آخر

۰٫۰ ۰۰ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید این پیشنهاد اونقدر غیر منتظره بود که من یک لحظه هضمش نکردم و گفتم : چی گفتین ؟ به جای اینکه جواب بده..روشو از من برگردوند و روپوشش رو با سرعت در آورد و آویزان کرد و همینطور که دستش به جا لباسی مونده …

توضیحات بیشتر »