خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / رمان / رمان همسر دوم خان زاده (صفحه 4)

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسردوم خان زاده پارت۸

۵٫۰ ۰۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _همینجوری. _بریم!؟ _آره و خودش جلو تر از من حرکت کرد پشت سرش شروع کردم به حرکت کردن امروز سر حال بودم چون دیشب خودم رو خالی کرده دیشب به بابام زنگ زدم از حال …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۷

۴٫۹ ۵۳ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید انقدر مشغول شده بودم ک زمان از دستم در رفته بود توجهی به پچ پچ های بقیه نمیکردم چون اصلا برام مهم نبودند بخوام بهشون اهمیت بدم اینا همیشه دنبال پیدا کردن سوژه بودند برای …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۶

۳٫۰ ۰۲ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید مادر جون لبخندی زد و گفت: _من آخرش این دختره رو آدم میکنم. در حالی ک میخندیدم به سمتش رفتم و گفتم: _چرا انقدر از این دختر متنفری؟! لبخند تلخی زد و گفت: _این مادر …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۵

۴٫۱ ۱۵ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _وای تینا نمیدونی امروز چیشد؟! نگاهم رو به فاطمه دوختم ک باز انگار یه چیز جدید کشف کرده بود ، لبخندی زدم و گفتم: _چیشده؟! _همسر دکتر کیانی اومد کلی داد و بیداد راه انداخت …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۴

۴٫۳ ۰۳ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید شماره اش رو گرفتم بعد از خوردن چند تا بوق صدای گرفته اش بلند شد: _بله بفرمائید!؟ با شنیدن صداش بغضم ترکید اشکام روی صورتم جاری شدند با صدایی ک از گریه داشت میلرزید گفتم: …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۳

۵٫۰ ۰۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید نگاهم و متعجب به نسترن دوختم و گفتم _چخبره امروز اینا دارند غیبت کیو میکنند باز نسترن با هیجان گفت _همسر رئیس بیمارستان اومده بود! با شنیدن این حرف حس کردم برای یه لحظه خشکم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۲

۴٫۵ ۰۴ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید بعد از تموم شدن ساعت ‌کاریم یه تاکسی گرفتم و به سمت خونه حرکت کردم بعد از یکساعت رسیدم پول راننده رو حساب کردم و پیاده شدم در خونه رو باز کردم و داخل شدم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱

۳٫۰ ۰۲ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید اشکی از گوشه چشمم چکید تموم بدنم درد میکرد و کبود شده بود بخاطر کتک هایی ک دیشب مامان بهم زده بود مادری ک در حقم مادری نکرد! _تینا! با شنیدن صدای داد مامان به …

توضیحات بیشتر »