خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسردوم خان زاده پارت۴۲

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید   خیلی زیاد نگران سیاوش خان بودم ، میترسیدم یه بلایی سرش دربیاره اون نیایش رو نمیشناخت نمیدونست چقدر خطرناک و هر کاری از دستش برمیاد ، صدای آرتان بلند شد : _ تینا بهش خیره شدم و گفتم : _ جان با …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۴۱

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _ تینا با شنیدن صدای نیلوفر عصبی بهش خیره شدم و گفتم : _بله لبخند مصنوعی روی لبهاش نشوند و گفت : _ چرا انقدر عصبی هستی من که هنوز ازت چیزی نپرسیدم !؟ به چهره ی بدجنسش خیره شدم و گفتم : …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۴۰

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید داشتم خیلی آروم شام میخوردم که نگاهم به نیلوفر افتاد دلشت برای آرتان دلبری میکرد کثافط حتی سر میز شام هم دست بردار نبود با صدای خشک و خش داری گفتم: _نیلوفر با شنیدن صدام حرصی نگاهش رو از آزتان گرفت و بهم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۹

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید سیاوش خان از وقتی که واقعیت رو شنیده بود اصلا چشم دیدن نیلوفر و مادرش رو نداشت اما تمام مدت فقط سکوت کرده بود لبخندی روی لبهام نشست چقدر دوست داشتم هر چه زودتر آرتان نقشه اشون رو خراب کنه و حالشون رو …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۸

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _آره آرتان شنیدم نباید تو کار هایی که بهم مربوط نیست دخالت کنم مخصوصا کارهایی که به نیلوفر ربط داشته باشه چون اون وقت تو عصبی میشی بعدش پوزخندی بهش زدم که باعث شد عصبی بشه _سیانا تو برو بیرون سیانا سری تکون …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۷

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید چند روز گذشته بود میخواستم با آرتان خوب رفتار کنم اما مگه اصلا میشد تا اون رو میدیدم یاد کار که انجام داده بود میفتادم و باهاش خیلی سرد برخورد میکردم حتی نیلوفر هم داشت میدید و خوشحال میشد اما پشیزی برام ارزش …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۶

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید من آرتان رو خیلی دوست داشتم احساس خوبی داشتم کنارش امنیت داشتم باهاش برای اولین بار شده بود عاشقش شده بودم برای همین دوست داشتم بخاطرش بجنگم به چشمهاش که دنیای من بود خیره شده بودم _آرتان من تو رو از دست نمیدم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۵

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید صدای نیلوفر بلند شد: _عزیزم چی رو میخوای توضیح بدی تو که کار اشتباهی انجام ندادی فقط عشقت رو بوسیدی! با شنیدن این حرفش دستام مشت شد نگاه ازش گرفتم این آدم یه عوضی بود و الان فقط قصد داشت من رو عصبی …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۴

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید صدای بلند آرتان عمارت رو برداشته بود _بسه هرزه واقعا فکر کردی باور میکنم حامله هستی من هنوز حرف های دکتر رو فراموش نکردم میبرمت پیش دکتر مشخص میشه حامله هستی یا نه نیلوفر خونسرد بهش خیره شد _من موافق هستم جفتمون میریم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسر دوم خان زاده پارت۳۳

رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _هوی آرتان وحشی برو کنار ببینم با خنده خواست به سمتم بیاد که صدای خاله هما اومد: _آرتان آرتان با شنیدن صدای وحشت زده خاله هما بهش خیره شد و گفت: _چیشده !؟ خاله هما نفس عمیقی کشید و گفت: _سیاوش با شنیدن …

توضیحات بیشتر »