خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / رمان / رمان همسر دوم خان زاده (صفحه 3)

رمان همسر دوم خان زاده

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۸

۴٫۳ ۰۳ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _میخوام بعد از عقد هم همینجا بمونیم برای مدت طولانی تو که مشکلی بااین موضوع نداری!؟ _نه اما کارمون چی میشه پس!؟ سرش رو تکون داد و گفت: _نگران کارمون هم …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۷

۰٫۰ ۰۰ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید داخل سالن نشیمن همه نشسته بودیم که خانوم بزرگ تک سرفه ای کرد و گفت: _فردا مراسم عقد داریم همه آماده باشید با شنیدن این حرف خانوم بزرگ قلبم شروع کرد …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۶

۳٫۷ ۰۳ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید خانوم بزرگ خیره به چشمهام شد و گفت: _تو باید همسر آرتان بشی پوزخند عصبی زدم و گفتم: _شماها حالتون خوبه هیچ معلوم هست چی دارید میگید نکنه زده به سرتون …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۵

۰٫۰ ۰۰ رمان همسردوم خان زاده جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید صدای عربده اش بلند شد: _حق نداری به هما بگی هرزه فهمیدی هرزه تویی که با نقشه خودت رو بهم انداختی و کاری کردی که از همسرم جدا بشم _بسه ادامه …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۴

۵٫۰ ۰۳ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید نیلوفر برای یه لحظه ماتش برد اما زود به خودش اومد و گفت: _چرا یهو اینجوری عوض شدی دلیلش رو بهم بگو آرتان حقمه که بدونم چیکار کردم تو انقدر عوض شدی؟! آرتان بهش خیره …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۳

۵٫۰ ۰۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید خاله هما پوزخندی زد و گفت _بهتره به همسر دو هزاریت بگی احترامش رو نگه داره من حوصله اش رو ندارم ک بشینم باهاش حرف بزنم چه برسه به اذیت کردن با این اشک های …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۲

۳٫۵ ۰۲ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید نیلوفر با صدایی ک تعجب توش موج میزد گفت: _شما … وسط حرفش پرید و گفت: _من چی هان؟! بلاخره به خودش اومد و گفت: _چجوری جرئت میکنید با من این شکلی حرف بزنید هان …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۱

۵٫۰ ۰۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید آرتان خونسرد از جاش بلند شد و گفت: _اون و تو تصمیم نمیگیری عزیزم و بعد از گفتن حرفش بلند شد و رفت نیلوفر هم با عصبانیت بلند شد دنبالش حرکت کرد و رفت ، …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۱۰

۵٫۰ ۰۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید _پس چرا هنوز باهاش موندید وقتی از نقشه اش باخبر شدید چرا یه کاری انجام ندادید؟! با صدای گرفته ای گفت: _چون دوستش داشتم. _پس الان چی؟! زل زد به چشمهام و گفت: _دیگه نه …

توضیحات بیشتر »

رمان همسردوم خان زاده پارت۹

۴٫۴ ۱۱ جهت مشاهده پارتهای منتشر شده از رمان همسر دوم خان زاده وارد شوید همراه مامان آرتان و نیلوفر داخل ماشین نشسته بودیم و آرتان داشت رانندگی میکرد نیلوفر انقدر پرو بود ک رفت جلو نشست و مامان هم عقب نشست پیش من صدای آرتان بلند شد: _مامان؟! _جانم …

توضیحات بیشتر »