خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / رمان / رمان ماه شب چهارده (صفحه 2)

رمان ماه شب چهارده

رمان ماه شب چهارده پارت ۵

۰٫۰ ۰۰ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید آذین گفت : الهی فدات بشم عزیز دلم از خودم که در نمیارم اگر حامله نبودی چرا اون طور شدی ؟ با تمام نیرویی که نداشتم و یک دستم سُرم بود و دست دیگه …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت ۴

۰٫۰ ۰۰ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید گفتم : مگه منو نیاوردی خونه رو ببینم ؟.. صورتشو به صورتم نزدیک کرد تا منو ببوسه .. سرمو با حرص برگردوندم و گفتم : چیکار می کنی صابر ؟ نکن بزار برم ..به …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت ۳

۰٫۰ ۰۰ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید هنوز در ماشین رو نبسته بودم که صابر پاشو گذاشت روی گاز و با سرعت رفت من که داشتم از ترس سکته می کردم در مقابل بابا تنها موندم … بابا اصلا حال خوبی …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت ۲

۵٫۰ ۰۱ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید رامین بازوی بابا رو گرفت وگفت : خواهش می کنم بابا جون دوباره شروع نکنین ..بزارین من خودم خدمتش میرسم اصلا شما کار نداشته باش آروم باشین من جوابش رو میدم .. .گفت : …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت ۱

۰٫۰ ۰۰ رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید من با عجله کفشم رو پام می کردم و مامان که دستش توی آشپزخونه بند بود وداشت سبزی می شست مدام صدام می کرد .. با عجله بند کفشم رو بستم ؛ واز همون …

توضیحات بیشتر »