خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان شوهر غیرتی من

رمان شوهر غیرتی من

رمان-شوهر-غیرتی-من

۴٫۰ ۱۷ رمان شوهر غیرتی من  به کانال تلگرام شصت تیپ بپیوندید ژانر:عاشقانه,موضوعی پارت ها به ترتیب انتهای صفحه قسمتی از رمان: _چند سالته؟! با ترس و گریه لب زدم: _چهاده. نگاه هیزی بهم انداخت و رو کرد به سمت مامان بابا که ایستاده بودن و خوشحال به ما نگاه می‌کردند گفت: _باکره اس ؟! _بله آقا! _عادت ماهیانه شده؟! …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت آخر

۴٫۹ ۳۶ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. #شوهر_غیرتی_مـℳـن ارباب بهم خیره شد و گفت: _آره _هیچوقت نمیخوام خانواده ام بدونن که من واقعیت رو فهمیدم نمیخوام با هیچکدومشون روبرو بشم بودن تو برای من کافیه! با شنیدن این حرف من ارباب لبخندی زد و گفت: _نگران نباش هیچکس چیزی نمیفهمه! با قدر دانی بهش خیره …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت۲۵

۴٫۲ ۰۵ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. _میخواست با استفاده از تو به خواسته اش برسه ، میخواست تو زن من بشی و از من صاحب بچه بشی تا جای پای خودش رو محکم کنه میفهمی! با شنیدن این حرف ارباب سالار نیلا به سمت مادرش برگشت و گفت: _مامان! صدای زرین بلند شد: _داره …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۴

۴٫۷ ۰۶ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. سوگل خیلی خونسرد رفت روی مبل نشست پا روی پا انداخت و گفت: _من هیچ تقصیری ندارم سالار پس بیخود سر من داد نزن اون دختره خودش اومد باهام صحبت کرد هی تیکه انداخت تا بلاخره منم جوابش و دادم ارباب سالار با شنیدن این حرف سوگل انگار …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۳

۳٫۷ ۲۰ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. ابرویی بالا انداختم و گفتم: _کدوم دختره!؟ _همون جدیده که اومده نیلا لبخندی روی لبهام نشست با شنیدن این حرفش _خوب چی داشت بهت میگفت _نمیخوام راجبش حرف بزنم تا همین الان فقط داشتم حرص میخوردم _باشه خانومم حالا نمیری استراحت کنی!؟ لب برچید _نه _پس میخوای چیکار …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۲

۴٫۷ ۰۴ جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. _خوب میدونم قصدت از آوردن اون پسر به این خونه چیه اما اینو بدون به هدفت نمیرسی ابرویی بالا انداختم و پوزخندی زدم و با لحن مسخره ای گفتم: _اون وقت هدفم از آوردن سعید به این خونه چی میتونه باشه بانو! عصبی بهم خیره شد و گفت: …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۱

۴٫۴ ۰۸ رمان شوهر غیرتی من جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید.باید با سعید صحبت میکرد به سمت اتاقش رفتم تقه ای زدم‌که صداش بلند شد: _بیا داخل در اتاق رو باز کردم حدسم درست بود کنار پنجره ایستاده بود و داشت سیگار میکشید به سمتش رفتم کنارش ایستادم و گفتم: _هنوز سیگار کشیدنت رو …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۲۰

۴٫۷ ۰۴ رمان شوهر غیرتی من جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. _چیشده نازیلا باهام چیکار داشتی!؟ نفس عمیقی کشید و گفت: _دارند شما رو بازی میدند اخمام رو تو هم کشیدم و با صدای عصبی گفتم: _منظورت از زدن این حرف چیه!؟ _من خودم شنیدم کلافه داد زدم: _زود حرفت رو واضح بزن بفهمم …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۱۹

۴٫۵ ۰۶ رمان شوهر غیرتی من جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. با شنیدن صدای اون دختره ارباب ایستاد و بهش زل زد با صدای خشدار شده ای گفت: _فکر نمیکنم به تو مربوط باشه. با شنیدن این حرف ارباب سالار ذوق کردم خوب شد حالا این زنیکه ی عفریته رو گرفت کاری جز اعصاب …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من پارت ۱۷

۴٫۳ ۱۹ رمان شوهر غیرتی من جهت مشاهده پارت های منتشر شده (رمان شوهر غیرتی من)وارد شوید. دو هفته گذشته بود و وضعیتم بهتر شده بود ، سر میز شام نشسته بودیم ک صدای خشک و سرد ارباب سالار بلند شد: _کارای طلاق آماده است فردا میای امضا میزنی. با شنیدن این حرف رنگ از صورت ناز بانو پرید بهت …

توضیحات بیشتر »