خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان زوال

رمان زوال پارت ۵

رمان زوال جهت مشاهده آخرین پارت های منتشر شده از رمان زوال نوشته مریم پیروند از اینجا کلیک کنید صورت بهادر قرمز بود، با چشماش برای مهرداد خط ونشون میکشید، با یه اخم غلیظ به من نگاه کردوگفت: چرا لال مونی گرفتی ؟ با استرس از حرفش نگاه کلی به همه کردم که بیشتر از همه عمورضا بود، که با …

توضیحات بیشتر »

رمان زوال پارت ۴

رمان زوال جهت مشاهده آخرین پارت های منتشر شده از رمان زوال نوشته مریم پیروند از اینجا کلیک کنید از اتاق بیرون اومدم.. طبق معمول خاله ومامان و خانم سَرخر تو آشپزخونه بودن.. مامان مشغول آشپزی بود و یه ریز حرف میزد .. رعنا و خاله هم یه جوری محو مامان شدن انگار داره کنفرانس بین المللی براسون اجرا میکنه …

توضیحات بیشتر »

رمان زوال پارت ۳

رمان زوال جهت مشاهده آخرین پارت های منتشر شده از رمان زوال نوشته مریم پیروند از اینجا کلیک کنید منو ول کردومحکم تو سر خودش زدوگفت : ریحانه بس کن .. بس کن .. پدرمنو درآوردی بااین حرفات .. میخوای مال کی باشی.. نفهم چرا منو درک نمیکنی .. من اشتباه کردم (داد زد ) رعنارو نمیخوام .. اونه که …

توضیحات بیشتر »

رمان زوال پارت ۲

رمان زوال جهت مشاهده آخرین پارت های منتشر شده از رمان زوال نوشته مریم پیروند از اینجا کلیک کنید مینا: حالا میخوای چیکار کنی ریحان ؟بعید بدونم دست از سرت برداره ؟ به طرف ورودیه دانشگاه قدم برداشتم که مینا هم باهام همقدم شد.. -نمیدونم چیکار کنم مینا؟ این دل لعنتیم شده برام یه معضل بزرگ،هی که میخوام سرد رفتار …

توضیحات بیشتر »

رمان زوال پارت ۱

رمان زوال جهت مشاهده آخرین پارت های منتشر شده از رمان زوال نوشته مریم پیروند از اینجا کلیک کنید   گرمای لبش که کنار گوشم بود نزدیکتر شد ولاله ی گوشمو نرم بوسید که چشمام از حد ممکن گشاد شدن ، تنم تو اون سرمای شدید چنان گر گرفته بود که حرارتش مثالِ حرارت کوره بود .. جیغ زدم ومثه …

توضیحات بیشتر »