خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من پارت ۲۰

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید چند دقيقه بيشتر به رسيدنمون نمونده بود.. تو حال خودم بودم و با صداي آروم آهنگ گوش ميدادم كه يه دفعه صداي يلدا رو شنيدم، انگار خانم از خواب ناز بيدار شده بودن! _نرسيديم؟ آهي از عمق دل …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۹

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید خودم و زدم كوچه علي چپ و يه لبخند فوقِ ضايع زدم و خواستم بتمركم رو زمين كه با دوباره شنيدن صداش سرجام ميخكوب شدم: _از كجا ميدوني از بهروز بهتر نيستم؟ نميدونستم چي بگم يا اصلا چطوري …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۸

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید نگاهي به نقاشي تكميل شده ي روي پام انداختم كه عماد با خستگي خميازه اي كشيد: _خوابم مياد! با لبخند نگاهش كردم: _پاشو برو خونه خودتون بخواب قربونت! و شونه اي بالا انداختم كه از روي تخت بلند …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۷

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید با حرص نفسم رو بیرون فرستادم: _آره،تو خوبی که صدای آروم و پر حرصش و تو چند قدمیم شنیدم: _بروبابا داشتم از حرص آتیش میگرفتم که پونه به دادم رسید و من و چرخوند سمت خودش و دکترم …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۶

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید هنوز به قدم دوم نرسيده بوديم كه قامت نحس فرزين و نحس ترِ اميرعلي از اون طرف پياده رو به چشممون خورد و سوژه ي خندشون شديم! فرزين با دست اشاره اي بهمون كرد و بعد دوتايي ‘هرهر’ …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۵

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید رامين كه از شدت خنده ديگه حتي صداش درنميومد و فقط يه بدن لرزون جلوي چشمم خودنمايي ميكرد و من در حالي كه داشتم قهقهه ميزدم بالاخره خودم و رسوندم بالا سر عماد: _زنده اي؟ صورتش سرخ سرخ …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۴

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید نزديكاي خونه بوديم كه يه دفعه يلدا دستم و گرفت: _عماد ‘جونم’ي گفتم و به مسير روبه روم چشم دوختم كه ادامه داد: _بريم خونه چيكار كنيم؟! و منتظر نگاهم كرد كه با خنده ابرويي بالا انداختم: _يه …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۳

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید با همه اتفاقاتي كه افتاد اون شب هم به پايان رسيد و حالا دوسه روزي از اومدن من يه خونه ي آوا ميگذشت و اول صبح بود كه با شنيدن صداي مامان از خواب بيدار شدم… گيج و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۲

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید با شنيدن صداي بابا انگار دنيا رو سرم آوار شد كه فقط نگاهش كردم و يكدفعه با كشيده شدن دستم توسط مامان جا خوردم و بيشتر از قبل يخ كردم كه مامان با اخم زل زد بهم: _خجالت …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۱۱

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید همينطور كه آروم ميخنديدم پشت در نشستم كه دوباره تقلاهاي عماد شروع شد: _ديوونه شدي يلدا؟ ساكت مونده بودم و فقط به حرفاش گوش ميدادم كه ادامه داد: _الآن يكي مياد بالا بد ميشه ها! سرم و چسبوندم …

توضیحات بیشتر »