خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من پارت ۳۰

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید ساعت حوالي ٩بود كه سر و كله عماد پيدا شد و بعد از يه عيد ديدني كوچولو از جايي كه حال من اصلا خوب نبود و دل و رودم بدجوري به هم ريخته بود راهي شديم واسه بيمارستان …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۹

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید شومینه رو که روشن کرد لباسام و عوض کردم و چرخی تو خونه نسبتا جمع و جوری که دوبلکس نبود و سه تا اتاق خواب و آشپزخونش،همه تو یه طبقه بودن زدم و بعد برگشتم کنار عماد و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۸

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید در حمومی که تو اتاق بالا بود و باز کرد و گفت: _بفرمایید داخل! و خودش کنار در وایساد که از سرما لرزیدم و سریع پریدم تو حموم و آب گرم و واسه پر کردن وان باز کردم …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۷

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید از شدت خنده عقب عقب رفت و نشست رو تخت: _خب چي بايد ميگفتم؟ بدون اينكه بخندم چپ چپ نگاهش كردم: _هيچي،فقط اگه ميخواستي نسلت بقا پيدا كنه چرا اين همه پاي من موندي؟اوني كه زياده دختر! خنده …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۶

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید لب ساحل راه ميرفتم و منتظر بودم تا بقيه بيان اما فعلا خبري از كسي نبود و تنها مونده بودم. حوصلم كه سر رفت دوتا عكس سلفي انداختم و اينطوري خودم و سرگرم كردم كه يهو ديدم تو …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۵

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید ساعت حوالي ٢ونيم ظهر بود، صبح تولد گرفته بوديم و حالا داشتم آماده ميشدم واسه دوتا كلاس بعدظهر كه يكيش با رياحي بود و اونيكي اولين جلسه اش بود. مقنعم و پوشيدم و از اتاق زدم بيرون كه …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۴

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید عماد خیلی خوشحال بود و این و از تکون های ریزی که با آهنگ میداد میشد فهمید. زیر چشمی نگاهش کردم: _چیزی زدی؟! خندید و گفت: _دیوونه! و بعد همزمان با ترمز زدن اشاره اي به ويلا كرد: …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۳

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید دومين جلسه كلاس با استاد رياحي هم مثل جلسه اول خيلي شاد و باحال گذشت و حالا جلوي در خروجي دانشگاه داشتم با شيما ميرفتم بيرون كه يهو مات مونديم! حاج آقا رياحي سوار بر يك مازراتي قرمز …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۲

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید از شر آوا گوشي و وسايلم و برداشتم و به اتاقم پناه بردم كه همون لحظه پونه زنگ زد بهم. لم دادم رو تخت و جواب دادم: _سلام،خانم! صداي پر انرژيش تو گوشي پيچيد: _سلام چطوري،رسيدن بخير و …

توضیحات بیشتر »

رمان استاد خاص من پارت ۲۱

رمان استاد خاص من  زمان انتشار هر روز ساعت:۱۹ جهت مشاهده پارت های منتشر شده از رمان استاد خاص من وارد شوید لبام و از رو لباش برداشتم و گفتم: _بسه خفه شدم! يه لحظه با اخم نگاهم كرد: _هيس!من هنوز سير نشدم! و دوباره افتاد به جون لبام،غرق يه حال خوب داشتم از بوسه هاش لذت ميبردم كه سرش …

توضیحات بیشتر »