خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

جلد دوم رمان دختر خونبس

جلد دوم رمان دختر خونبس

۴٫۹ ۰۹ جلد دوم رمان دختر خونبس نویسنده:فاطمه قسمتی از رمان: جلد اول از اینجا وارد شوید جلد دوم پارت ۱ جلد دوم پارت ۲ جلد دوم پارت ۳ جلد دوم پارت ۴ جلد دوم پارت ۵ جلد دوم پارت ۶ جلد دوم پارت ۷ جلد دوم پارت ۸ جلد دوم پارت ۹ جلد دوم پارت ۱۰ جلد دوم پارت …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۱۱

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید کارم که تموم شد کیف دستیم رو برداشتم گوشیم رو گذاشتم توش بعدم از کیارش یه مقدار پول گرفتم. که موقعه رقص دستم خالی نباشه مثلا یه دونه خواهر دامادها هستم وقتی تو ماشین نشستیم کیارش گفت: فاطمه ولی تو تو ی لباس بلوچی یه …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت آخر

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید دختر عموم گفت: کلک رمزی هم که حرف میزنی ش میم میم کیه نکنه هووته  اون یکی با لودگی تمام  گفت: نه منظورش معشوقه شوهرش بود با یه قیافه ای که معلوم بود از حرفاشون خوشم نیومده نگاشون کردم و صورتم رو سمت مامانم کردم …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۹

۵٫۰ ۰۱ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید هر دومون سر سفره هفت سین نشستیم و به برنامه نگاه می کردیم نمی دونم چرا هرچی به کیارش اسرار کردم شقایق رو بگو بیاد قبول نکرد و همش بهونه می آورد دیگه حتم پیدا کردم این دوتا دعوایی چیزی کردن وگرنه این رفتار کیارش …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۱۰

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید من: من تا صبح چه جوری می تونم دوم بیارم مامان: تو برو یکم داز بکش دوم آوردن خودش میاد دیدی فردا صبح بالا سرت بود چه میدونی به اسرا مامان که خودشم اومد تو اتاق بعدشم گوشی رو ازم گرفت دراز کشیدم تو فکر …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۸

۵٫۰ ۰۱ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید سری بلند شدم و نشستم به گوشام شک کردم تو چشماش نگاه کردم که حرف رو از چشماش بخونم  نگاش رو ازم گرفت و چشماش رو بست من: کیارش جدی که نمی گی مگه میشه ؟؟ کیارش: اره چرا نشه من: من نمی فهمم یعنی …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۵

۵٫۰ ۰۱ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید با این حرف کیارش من سرخ شدم از خنده وخجالت اما شقایق بشکن میزد و رو صندلی مثلا قر میداد  کیارش: بشین دختر سر جات بعد سرش رو سمت من کردو گفت: نقشه این قضیه رو تو کشیدی مطمئنم شرارت از چشمات می بارید ریز …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۴

۰٫۰ ۰۰ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید گفتم همه چیز رو گفتم از نامردی پسرش از بی معرفتی خودش از این که هیچ کدوم سراغی ازم نگرفت از این که انقدر تنهام گذاشتن تا این بلا ها سرم اومد سرم رو روی پاش گذاشت و عین یه مادر گذاشت تا هرچی که …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۷

۴٫۳ ۰۳ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید بالبخند نگاش کردم و ازش تشکر کردم شیرین خندید و سرجاش نشست جیگرها برام خوشمزه ترین غذایی بود که تو اون مدت خوردم خیلی لذت بخش بود چند ساعت بعد مادربزرگ بهمون اطلاع داد که امشب یا من یا شقایق باید شام درست کنیم شقایق …

توضیحات بیشتر »

رمان دختر خونبس جلد دوم پارت ۶

۵٫۰ ۰۲ جلد دوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده به ترتیب پارت ها وارد شوید وقتی سوار شدم کیارش یه موسیقی لایت گذاشته بود و گوش می کرد چنان عشقی هم باهاش می کرد که نگو نزدیک خونه شقایق اینا که رسیدیم کیارش زنگ زد بهش تا بیاد پایین برام سوال شده بود که کیارش چرا نمیره خونشون ولی تا …

توضیحات بیشتر »