خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

جلد سوم رمان دختر خونبس

جلد سوم رمان دختر خونبس

۴٫۳ ۰۳ جلد سوم رمان دختر خونبس نویسنده:فاطمه برای خوندن جلد اول وارد شوید برای خوندن جلد دوم وارد شوید   پارت۱ پارت۲ پارت۳ پارت۴ پارت۵ پارت۶ پارت۷ پارت۸ پارت۹ پارت۱۰ پارت۱۱ پارت آخر قسمتی از رمان: کیارش رسید بھم در رو کامل باز کرد کھ عرشیا تو چھار چوب در کامل نمایان شد دلم می خواست مثل اون موقعھ …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت آخر

۱٫۰ ۰۱ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید [۲۰:۴۳ ۸۱٫۰۱٫۲۶] ,❤رمان دختر خون بس❤ پارت١٨٩ چند روزی  از اون موقعھ گذشتھ بود منم فصل امتحانام بود وسخت درگیر بودم یک بار ھم انقدر غرق درسام بودم کھ   یادم رفت برای شام چیزی درست کنم  اصلا از اتاق نیومدم بیرون کھ خود کیارش اومد …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۱۱

۳٫۲ ۱۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید کیارش پایھ ھمھ وسیلھ ھا بود خیلی کیف داد  من بھ ھرسمتی کھ میرفتم کیارش ھم باھام می اومد نھ نمی آورد دیگھ ھر دومون خستھ شده بودیم داشتیم تو محوطھ قدم میزدیم کھ کیارش گفت کیارش: فاطمھ !! با تونل وحشت چھ طوری؟؟ !!کیارش …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۱۰

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید چند روزی کھ کیارش رفتھ طفلک داداش ھام منو ھمھ جا میبردن می گردوندن اما بھ من خوش نمی گذشت  حتی فکرش   ھم نمی کردم انقدر بھ کیارش وابستھ شده باشم ھمھ ھمش مسخرم میکردن اما چھ کنم دیگھ بقول داداش باختم اون قلب بی …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۹

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید سرم رو بلند کردم بھ کیارش نکاه کردم کھ چشمای اونم رو در بود و یھ پوزخند ھم رو لباس نمایان بود من:کی بود؟؟ مامان: کی بودش رو نمی دونم اما دو سھ تا دختر بودن  من وتو رو با این وضع دیدن جیغ کشیدن …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۸

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید از بغلش اومدم بیرون و گفتم: مگھ قراره تنھا برم تو نمیایی کیارش: نھ عزیزم نمی شھ من بیام یھ عالمھ قرارداد بستم کھ نصفشون را باید تا قبل سیزدھم تحویل بدم من: کیارش یعنی چی ،اولین بار من تنھا برم کیارش: عزیزم نمی شھ …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۷

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید با ذوق اون جعبھ رو ھم باز کردم و توش نگاه کردم جعبھ یھ گوشی بود بازش کردم کھ یھ گوشی بزرگ و ناز سفید توش بود خیلی ناز بود !!من: وای کیارش من: من بھ جات از اون گوشی درب و داغون خستھ شده …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۶

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید  انگار می خواست منو بھ جنون برشونھ واقعا تحملم رو از دست داده بودم  زیرش ھمش ول می خوردم لبام رو بھ ھم فشار میدادم کھ صدام در نیاد اصلا دلم نمی خواست صدای من رو ھم شقایق بشنوه فاصلھ این اتاق ھا  خیلی کمھ …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۵

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید [۲۳:۴۷ ۱۱٫۰۹٫۱۸] ,❤رمان دختر خون بس❤ پارت٩٩ کیارش: باشھ باشھ قیافت رو اونجوری نکن صبر کن برم یھ چی بیارم کرمم گرفتھ بود اذیتش کنم و خودم ویکم لوس کنم برای ھمین دستام رو بھ حالت این کھ می خوام بغلم کنھ باز کردم و …

توضیحات بیشتر »

جلد سوم رمان دختر خونبس پارت۴

۰٫۰ ۰۰ جلد سوم رمان دختر خونبس جهت مشاهده پارت ها به ترتیب وارد شوید دیگھ گریھ اجازه نداد چیز دیگھ ای بگم نشستم رو زمین و ھق زدم  کیارش رو بھ روم نشست ھرکاری میکرد نمی تونست جلوم رو بگیره انقدر حالم خراب شده بود کھ خود زنی میکردم حتی بھ صورت و بدن کیارش ھم چنگ می   نداختم …

توضیحات بیشتر »