خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه

 رمان همسر مغرور من

 رمان همسر مغرور من

توجه:زمان انتشار رمان همسر مغرور من  هر روز یک پارت از زمان انتشار آخرین پارت در سایت رمان انلاین

توجه:جهت مشاهده لینک  پارت های منتشر شده از رمان همسر مغرور من به انتهای همین صفحه مراجعه کنید

نویسنده:ناشناس

قسمتی از رمان:

تو کلاس نشسته بودم و با چشمهای ریز شده به در کلاس خیره شده بودم منتطر اومدن استاد جدید بودم ، که صدای ویبره ی گوشیم بلند شد ، با دیدن شماره ی داداشم سجاد با حرص رد تماس زدم
اما باز زنگ زد ولکن نبود گوشی رو خاموش کردم و با حرص داخل کیفم چپوندم میدونستم چی میخواد بگه شاهپور شوهرت برگشته پوزخندی روی لبهام نشست شوهری که عاشقانه
دوستش داشتم اما اون باهام چیکار کرد رفت با خواهر خودم خوابید.
من فقط هفده سالم بود که فهمیدم شوهرم با خواهرم همخواب شده و
خواهرم حامله اس برای اینکه آبروی
خانواده حفظ بشه خواهرم بچه اش رو داد من تا بزرگ کنم و خودش رو به بهانه ی کار کردن فرستادن خارج از کشور و شوهرم عشقم کسی که دوستش داشتم و حتی تا به الان عاشقش بودم و حتی ذره
ای نسبت به عشقم ازش کم نشده بود .انقدر تو فکر بودم که حتی متوجه شنیدن صدای استاد نشده بودم
_سلام من شاهپور مجد استاد جدید شما هستم.
با شنیدن صدای آشنایی حس کردم ضربان قلبم شروع کرد به تند زدن شک داشتم خودش باشه اما این صدا صدایی بود که من سال ها فراموشش نکرده بودم صدایی که برای شنیدنش سال ها
منتظر موندم ، با شک سرم رو بلند کردم خودش بود شاهپور بود شوهر من با دیدنش چونم لرزید سرم رو پایین انداختم به سختی خودم رو داشتم کنترل میکردم تا بغضم سر باز نکنه وقتی شاهپور نشست شروع کرد به حضور غیاب به اسم من که رسید صدای سرد و بیتفاوتش بلند شد:
_ارغوان شایسته
دستم رو بلند کردم که رفت اسم بعدی اصلا حتی سرش رو بلند نکرد بهم نگاه کنه یعنی تا این حد بی ارزش بودم اصلا من احمق چرا داشتم بخاطر این خودم رو آزار میدادم کسی که بهم خیانت کرد اون بود نه من نفس عمیقی کشیدم و بغضم رو فرو بردم سرم رو بلند کردم و بهش خیره شدم که بلند شد و ایستاد با جدیت داشت درس میداد انقدر خوب و روون داشت درس میداد که همه بچه های کلاس با دقت داشتند گوش میدادند.

پارت۱

پارت۲ به زودی…

 

توجه:زمان انتشار رمان  همسر مغرور من هر روز یک پارت از زمان انتشار آخرین پارت در سایت رمان انلاین 

پارت۱

برای خواندن رمان فوق به سایت romanonline.ir وارد شوید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.