خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / آخرین مطالب

آخرین مطالب

رمان ماه شب چهارده

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده5 (100%) 1 vote رمان ماه شب چهارده پارت اول تا اخر انتهای صفحه نویسنده: ناهید گلکار قسمتی از رمان: من با عجله کفشم رو پام می کردم و مامان که دستش توی آشپزخونه بند بود وداشت سبزی می شست مدام صدام می کرد .. با عجله …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده آخر

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده آخرRate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید این پیشنهاد اونقدر غیر منتظره بود که من یک لحظه هضمش نکردم و گفتم : چی گفتین ؟ به جای اینکه جواب بده..روشو از من برگردوند و روپوشش رو …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 13

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 13Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید گفتم : آقای دکتر معذرت می خوام ..واقعا ببخشید ؛ ولی ساعت ده شب زمانش زیاده و نمی تونم به درس هام برسم … بعد هم دیر وقت …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 12

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 12Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید چشمم رو باز نکردم ولی گوشم تیز شد که بفهمم کی اون موقع روز اومده خونه ی ما … صدای مامان رو شنیدم که آیفون رو بر داشت …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 11

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 11Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید اولین چیزی که به یادم اومد این بود که پارسا در مورد من چی فکر می کنه .. درمونده شده بودم نمی تونستم با بابا حرف بزنم .. …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 10

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 10Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید اونقدر خوشحال بودم که نظیرش رو دیگه تو زندگی حس نکردم … انگار اونایی که برای من انداخته شده بود مزه اش با بقیه فرق می کرد …حالا …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 9

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 9Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید گفتم : نمی تونی با این حرفا بار سنگین منو سبک کنی ..چون من به شما نگفتم که باری روی شونه های منه خودتون می دونین که هست …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 8

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 8Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید تا پشت در اتاق رفتیم ..ومن با دیدن اون همه ملاقات کننده از دیدن پارسا پشیمون شدم .. مامان رفت و فروغ خانم رو صداکرد و با زهره …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 7

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 7Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید منم دنبالش رفتم ؛؛ اولِ پاساژ یک پله بود .. صابر تا پاشو گذاشت روی پله پارسا با یک دست یقه شو از پشت گرفت ؛ وتا سرشو …

توضیحات بیشتر »

رمان ماه شب چهارده پارت 6

رمان های ناهید

رمان ماه شب چهارده پارت 6Rate this post رمان ماه شب چهارده نوشته ناهید گلکار برای مشاهده پارت ها به ترتیب واردشوید مامان هراسون اومد و پرسید چی شده رامین کجا رفت … گوشی رو دادم به آذین و گفتم: خودت ببین .. بابا هم خودشو رسوند و گوشی رو …

توضیحات بیشتر »